الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
35
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
بله ، اگر من به مدّعاى خود يقين نداشتم ، بر اساس شهرت مزبور و اين اجماع معقول و منقول حكم به اشتباه بودن احتياط كرده مىگفتم مكلّف بايد به دنبال اجتهاد و تقليد برود و لكن يقين دارم كه احتياط در آنجايى كه گفتم كافى است و دنبال اجتهاد و تقليد رفتن لازم نيست ولى خوب در رابطهء با حضرات مماشات به خرج داده مىگوييم ، مستحب است كه انسان برود دنبال اجتهاد و تقليد . جناب شيخ نظرتان در رابطهء آنجايى كه احتياط نياز به تكرار عمل دارد مثل شك در متباينين كه مكلّف نمىداند ظهر واجب است يا جمعه ، چيست ؟ ابتدا به ذهن مىآيد كه نمازگزار بايد احتياط كرده و تا نماز بخواند هم ظهر را و هم جمعه را و عيبى هم ندارد ، چنان كه اگر در قبله نيز شك كند مىتواند چهار نماز به چهار طرف بخواند نيازى هم به اجتهاد و تقليد نيست ، لكن انصاف اين است كه : خير ، در اينجا من همچون فرض قبلى قطع به چنين مطلبى ندارم كه عرفا بشود به چنين كسى مطيع گفت و احتياط او را حسن دانست ، بلكه نظرم در اينجا اين است كه بايد آن طرف قضيه را تقويت كرده بگوييم : خير قبل از فحص و رجوع به اجتهاد و تقليد ، احتياط و تكرار عمل صحيح نمىباشد . پس : مكلّف بايد اوّل برود دنبال اجتهاد و تقليد ، در صورتى كه دستش از دليل كوتاه شد آنگاه برود به دنبال احتياط ، اين عيبى ندارد . اگر در ابتدا گفتم كه احتياط خوب است لكن به شرط اينكه احتياط تو احتياط باشد . به عبارت ديگر : احتياط اين است كه : مكلّف اوّل بايد فحص بكند ، اگر بعد الفحص ، از ادله مأيوس شد اقدام به احتياط كند ؟ جناب شيخ دليلتان بر مدّعاى اخيرتان چيست ؟ 1 - يكى اين است كه خودم در اينجا شك دارم كه آيا اگر بدون فحص ، اقدام به احتياط كرده عبادتم را بدون قصد وجه انجام دهم ، عملم مكفى است يا نه ؟ به عبارت ديگر : در مطالب پيشين گفتم : اگر در شرايطى كه تحت الامر است شك بكنيم بايد برائت جارى كنيم ، و لكن اگر در شرايطى كه تحت الامر است شك كنيم به نظر من بايد احتياط نموده منتهى : در فرض قبلى گفتم كه شك ندارم تا نيازمند به احتياط باشم و لكن در اين فرض خودم هم شك دارم . و لذا وقتى كه در اينجا شك بكنم ، مقتضاى احتياط اين است كه : احتياط نكنم و به عبارت ديگر احتياط اين است كه :